+ - x
 » از همین شاعر
1 سرود ابراهیم در آتش
2 بازگشت
3 سرگذشت
4 میلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد
5 از اینگونه مردن...
6 بهار خاموش
7 مرگ نازلی
8 شبانه
9 تردید
10 شبانه

 » بیشتر بخوانید...
 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
 گفتی که زیان کنی زیان گیر
 ای که کار مردمان پیش تو بند افتاده است
 لجکنن اغلن هی بزه کلکل
 اگر مُردم
 در ميان سينه ام دل می خورد بسيار چرخ
 بکس قدیمی
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
 ای خجل از تو شکر و آزادی
 به تو بگویم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود

و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *