+ - x
 » از همین شاعر
1 شکار بوی ارچه
2 باغ وحش
3 مهار تبسم
4 یک روز
5 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را
6 همنفسی
7 احتفال وضع
8 ای نورس شرقی
9 رهروان روز
10 وطن

 » بیشتر بخوانید...
 گر عید وصل تست منم خود غلام عید
 بیمار
 به هر کو رهزنان چشم و گوش اند
 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
 در کوچه سکوت دلش سخت خسته بود
 زاد روز سحر
 تنها نگفته ام رخ زيبا گل گلاب
 دو حکمت از ملا محمد عمر
 ای هفت دریا گوهر عطا کن
 ماجرای این و آن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

دروازه بان عاطفه ها را خبر کنید
با اطمینان ز واهمه ی شب گذر کنید

از نخل آبنوش سپیده به ریگزار
از غمزه ی جمازه ی صحرا حذر کنید

احرام بسته راهی ِ کوهسار حق شوید
احرام وار پیکر شوقی به بر کنید

با همدلیِ سایه نشینان سرو کوه
کوهی شوید و لنگری با زور و زر کنید

وسواس خانه ها چو کشد سر به سوی ماه
ماهی شوید و وسوسه ها را بدر کنید

گلخانه های شهر شفق تا مکد دعا
با نور در روان زمانه اثر کنید

آن سر که در کلاه نه گنجد ز خود سری
آن را فدای صاعقه ی چشم تر کنید

دیدید اگر که باغ کند باغبان گرو
در دستِ شاخه های درختان تبر کنید

تصویر خواب و خاطره تا قاب شب گزید
نا دیده آشنای نگاه شرر کنید

مضمون شعر صبح «سعادت » ضمیر را
آمیخته به شهد و به شیر و شکر کنید


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *