+ - x
 » از همین شاعر
1 تماس پای خورشید
2 کوچه ی ما
3 مه نشین عاطفه
4 سیاهی هوش
5 با هوش پدر
6 فریاد خسته
7 طعنه ساز
8 سلام حق
9 کارت معافیت
10 اگر با تو نبودم

 » بیشتر بخوانید...
 خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
 آمده ام به عذر تو ای طرب و قرار جان
 زمستان
 پیری دیدم به خانهٔ خماری
 كوچۀ بن بستی ام آخر كه از من بگذرد؟
 عمر بر اومید فردا می رود
 بیستم
 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
 از لب یار شکر را چه خبر

۳.۳
امتیاز: ۳.۳ | مجموع آراء: ۳

ترازوی طلایی تو کج شد
زبان گفتگوی ما فلج شد

گناهانی که کردی در همه عمر
بدوش مهربانی های حج شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *