+ - x
 » از همین شاعر
1 انتظار
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
4 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
5 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
6 گرد راه
7 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
8 ناودانها
9 خیال من یقین من
10 سفر بخير برو

 » بیشتر بخوانید...
 ياد آن زمان که خط به رخت نارسيده بود
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو
 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست
 باید برون بیارم قلبِ فسرده‎ام را
 ندارد مجلس ما بی تو نوری
 دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش
 پيکر آن ماه سيما نقرۀ خام است و بس
 چندان حلاوت و مزه و مستی و گُشاد
 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
 ای در غم تو به سوز و یارب

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۱

اگر می شد

اگر ميشد كه دردم را برايت گريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم

جوانی را وفا را عشق را ديوانگی ها را
بنام آرزو در يك لقايت گريه می كردم

اگر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو می نشستم از جفايت گريه می كردم

لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كردم

اگر عيبی ترا نسبت نمی شد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كردم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهروز:

khaili ghashang hast mofagh bashid




یاسین منصوری:

Salam




اوكتاى:

چه شعر قشنگ و دلنشين. روحش شاد و يادش گرامى باد!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *