+ - x
 » از همین شاعر
1 بهانه
2 ساقه در بیهوایی
3 سوار نور
4 بیخ سوزان
5 لیلی
6 از آنسوی هستی
7 حیله های رقصان
8 سوگ سرود ۱
9 زنده گی
10 پنجره

 » بیشتر بخوانید...
 جهان را بدیدم وفایی ندارد
 بنوش باده ز دست نگار من که حلالست
 سرود نان
 بکش بر دوش یا بر دار ما را
 ای که تو عشاق را همچو شکر می کشی
 یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
 ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
 گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده ای
 بهار و شاعر محبوس
 نشد دراین درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در باد چرخ میزند آواز روزگار
آواره است ساحت پرواز روزگار

دلتنگ آن زمین نخستین روشنم
آن شوکت شروع، سرآغاز روزگار

دست حوا به عاطفه ی عشق خانه کرد
پاشید خویش را به تک و تاز روزگار

دلتنگ آن صدای نخستین فطرتم
بر دورهای گنگ ِ پر از راز روزگار

***

منصور های عزت و فرهاد های عشق
مفهوم های گمشده از ساز روزگار

یک باغ در صدای بهاران شکسته است
صد ها نیاز سرزده از ناز روزگار


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *