+ - x
 » از همین شاعر
1 فرار
2 یک اتفاق ساده
3 دیوانه یی در من
4 بیتویی های من
5 جهنم در جزیره
6 از تو چه پنهان
7 از شب تا فردا
8 فرا انتظاری
9 پاندول ساعت
10 چراغ اندیش

 » بیشتر بخوانید...
 آن کس که ز تو نشان ندارد
 ساقی زان می که می چریدند
 هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
 مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
 سلام علیک ای مقصود هستی
 دلم تنگ است غوغا می کنم يار
 ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
 وصال او ز عمر جاودان به
 میخانه
 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سنگ را بر دوش بردم، سنگ از دوشم فتاد
خستگی های شکست و جنگ از دوشم فتاد

روز شد در من، گشودم پنجره بر هر چراغ
اضطراب شام های تنگ از دوشم فتاد

سنگسار یک قناری عادت نامرد هاست
یک تفنگ کهنه، یک فرهنگ از دوشم فتاد

دست بابا را نبوسیدم که خون آلود بود
مومیایی- نعشِ نام و ننگ از دوشم فتاد

فاصله، فصل فرود و فصل یخبندان عشق،
ختم شد در باورم، فرسنگ از دوشم فتاد

شامهایم را به آذانی طلوع انگاشتم
مرغ بی هنگام و بد آهنگ از دوشم فتاد

...

پرچمی بر دوش می بردم زنقاشی ابر
یک کمان رستم شدم،تا رنگ از دوشم فتاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *