+ - x
 » از همین شاعر
1 جبر انتخابی
2 کور خواندی
3 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
4 سرنوشت رأی
5 میزبانی مهمان
6 تلخکها
7 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک
8 سونامی فریاد
9 خم نیرنگ
10 چهار بیتی ها بخش یکم

 » بیشتر بخوانید...
 مادرم رفته است پیر شود پدرم اندكی جوان مانده ست
 چشم تو خواب می رود یا که تو ناز می کنی
 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
 تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
 زمستان
 هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
 بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
 تلخ و شیرین
 ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
 غم، طرب جوش کرده است مرا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


ای بلا جویان کوی انتظار
چشم من همفکر امید شماست

توشه ی شب را به آتش می کشد
شعله ی عشقی که خورشید شماست

آنچه از چشم افق افتاده است
آسمان محور دید شماست

صیقل آیینه احساس من
انعکاس لحن ناکید شماست

شب در آغوش عطش لولیده است
در هوای صبح تردید شماست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *