+ - x
 » از همین شاعر
1 چهار بیتی ها بخش یکم
2 چهار بیتی ها بخش دوم
3 چهار بیتی ها بخش سوم
4 ای بلا جویان کوی انتظار
5 مگو که غربت این باغ را تماشا نیست
6 به کودکان در خون خفته ی هلوکاست غزه
7 گفتی که باز، بسته ی زنجیر می شویم
8 آمد به زیر سایه ی تنهای ام نشست
9 سونامی فریاد
10 از ما به ا بر و باد و بهاران سلام با د

 » بیشتر بخوانید...
 نیزه خورشید
 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت
 ظاهرشاه در حدیث رفتگان
 مال است و زر است مکسب تن
 زلزله
 دیگر نماند هیچ
 چو از سر بگیرم بود سرور او
 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
 یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی
 یک جرعه می کهن ز ملکی نو به

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


مگو که غربت این باغ را تماشا نیست
مگو که چلچه ها را امید فردا نیست

مگو غروب برای همیشه می ماند
مگو که لشکر صبح بهار پیدا نیست

مگو همیشه فریب سراب را خوردیم
مگو که دیده ما همصدای دریا نیست

بگو به مرغ سحر آفتاب می روید
و زخم سینه شب قاتل مداوا نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *