+ - x
 » از همین شاعر
1 دوبیتی های هزارگی بخش سوم
2 دوبیتی های هزارگی بخش ششم
3 دوبیتی های هزارگی بخش یکم
4 دوبیتی های هزارگی بخش چهارم
5 دوبیتی های هزارگی بخش دوم
6 دوبیتی های هزارگی بخش پنجم

 » بیشتر بخوانید...
 دوش آمد بر من آنکه شب افروز منست
 اگر حوا بدانستی ز رنگت
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 با هوش پدر
 ناگهان اندردویدم پیش وی
 زندگی خار و خشت میخواهد
 جان جانی و جان صد جانی
 ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا
 دریایی
 نا خورده شراب می خروشیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


الى دورى كه دورى تو بلایه
دو ناخو كاغذت بر ما نمیایه
نمیدانم كه فكرت در كجایه
خودت میرزا قلمدون تو طلایه

****
خانه توازمو، تاخودتو بلندى
عجب خاتون مست ایله خندى
كه عاشق درد چشمایت نه بینه
دمى كه مى خندى بیخ مره كندى

****
خریدارتواگه بسیاره، خیره
اگه آته تو دولت داره، خیره
نكو قد مو غریبو، بى وفایى
ده دنیا كلگى نا داره، خیره

****
راة رفتون فاطو بند بله یه
خوسته فاطو مردك ریش الیه
ازى آغیل دیگا دل كنده موره
ده سرشى شال، ده جان شى مرینه یه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *