+ - x
 » از همین شاعر
1 باز بگلشن بیا آب رُخ گل بریز
2 اگر حب وطن در دل نداری
3 ای که کار مردمان پیش تو بند افتاده است
4 پسری که بر سر او دوهزار سر شکسته
5 بهار آمد چسان بینم به چشم کور دنیا را

 » بیشتر بخوانید...
 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
 پایم از عشق تو در سنگ آمدست
 دام یک عالم تعلق گشت حیرانی مرا
 شبانه
 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
 شبانه
 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
 چند گویی که چه چاره ست و مرا درمان چیست

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱


بهار آمد چسان بینم به چشم کور دنیا را
گرفت از من خدا،ای دوستان چشم بینا را

یکی از دیدنی هایم دگر نادیدن است اکنون
گرچه دیده من دیده دایم دیدنی ها را

نسازی بی نصیبم ای خدا از دولت بینش
که عمری کرده ام توصیف آن چشمان شهلا را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *