+ - x
 » از همین شاعر
1 یک دامن بهار
2 دو دست پاک خدا شست گیسوانم را
3 گل کرده سبز ناز خیالت به خانه ام
4 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
5 تا بهار آرزوهای مرا گلباررویا میکنی

 » بیشتر بخوانید...
 عاشقا دو چشم بگشا چار جو در خود ببین
 ما زاده کعبه ی بهاریم
 معشوقه به رنگ روزگارست
 شب است ساقی! ساغرت کو؟
 عشق جانست عشق تو جانتر
 جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری
 جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی
 ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
 چشم ِ ترا بر روی نعش ام تر نمی خواهم
 جایزه برای کرزی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱


غزل شکست،زگلخانه ی ترانه ی من
هجوم تلخ سکوت است چشم خانه ی من

جرَقه های تن من به آسمان رسید
تگرگ وسوسه بارید، در جوانه ی من

سپیده جان!دل انگیز ِ آرزو هایم
بخوان زدهکده، از ماه آشیانه ی من

گسست تار تغزل، طنین زمزمه هام
وسیع روشن رویای شاعرانه ی من

بهانه گیردلم، قطره قطره میبارد
کبود مرثیه های غم و زبانه ی من

ترا ببوسم و گریم برات روشنی جان!
به گاه بارش مهرت فراز خانه ی من

به لحظه هاییکه پوشد ترا زنی تنها
و گوشواره بسازد زعاشقانه ی من

برای کودک شهر و دیار زیبایم
ببر صدای مرا، نوحه ی شبانه ی من

زدست سبز خدا، جان من ستاره! ببر
صفا به خاک پریشان ِ آشیانه ی من

زکوچه های گذرگاه عشق و یاری و مهر
ببر حریر تمنای مادرانه ی من

از آستان ملایک، زطعم سیب بهشت
ببر به خانه ی من عشق جاودانه ی من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *