+ - x
 » از همین شاعر
1 از برای تو
2 مست شبرو
3 بازآی
4 بسوز
5 بگو

 » بیشتر بخوانید...
 امروز دیدم یار را ، آن رونق هر کار را
 بیار باده که دیر است در خمار توام
 دل دریا سکون بیگانه از تست
 روز باران است و ما جو می کنیم
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
 مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی
 هذا سیدی، هذا سندی
 عاشق شدۀ، ای دل، سودات مبارک باد
 پریا
 چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وفا نكردی و كردم، خطا ندیدی و دیدم
شكستی و نشكستم بریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت و گر ز كرده ندامت
كشیدم از تو كشیدم، شنیدم از تو شنیدم
كیم؟ شكوفه اشكی، كه در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روی شكوفه دویدم
مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم
چرا كه از همه عالم محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نكردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نكردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت نماند در همه عالم
ندامتی كه نبردم، ملامتی كه ندیدم
نبود از تو گریزی چنین كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، به دوش ناله كشیدم
جوانیم به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد، در قدم او دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشك نشستم، گهی چو رنگ پریدم
وفا نكردی و كردم، به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *