+ - x
 » از همین شاعر
1 ای شاخ گل
2 ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
3 تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
4 خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
5 دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی
6 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
7 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
8 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
9 سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه
10 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من

 » بیشتر بخوانید...
 بهار و شاعر محبوس
 بازی
 طبع چیزی نو به نو خواهد همی
 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
 نرگس دلدار
 ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
 جهان را بدیدم وفایی ندارد
 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
 نماد ترازو
 انا لا اقسم الا برجال صدقونا

۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳

ای شاخ گل که در پی گلچین دوانی ام
این نیست مزد رنج من و باغبانی ام

پروردمت بناز که بنشینمت به پای
ای گل! چرا به خاک سیه می نشانی ام

در یاب دست من که به پیری رسی, جوان
آخر به پیش پای تو گم شد جوانی ام

گر نیستم خرانه, خزف هم نیم حبیب!
باری مده ز دست به این رایگانی ام

تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانی ام

با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانی ام

یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این سخت جانی ام

ای گل بیا و از چمن طبع "شهریار"
بشنو ترانه ی غزل جاودانی ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *