+ - x
 » از همین شاعر
1 کور خواندی
2 چهار بیتی ها بخش یکم
3 آمد به زیر سایه ی تنهای ام نشست
4 خم نیرنگ
5 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک
6 فلتر شکن
7 مار کر
8 رنگ انگشتان
9 میزبانی مهمان
10 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند

 » بیشتر بخوانید...
 زنده گی عشق من است
 یار ما دلدار ما عالم اسرار ما
 نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را
 نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
 مرا خواندی ز در تو خستی از بام
 مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
 زن زیبا است
 هنگامه
 فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
 گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن (ترکی)

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰



پاگِرد
دروغ آنسان به اینان ورد گشته
که شیطان پیش شان شاگردگشته
چه می ایستی به پای وعدةِ راست
به شهری کو پُرازپاگِرد گشته
..........................
گِردی عقل
زبان را ناامیدی وردگشته
توحُّش وردِ هر هاتبرد گشته
چنان پیچیده شهری درسیاهی
که عقلِ مردمِ ماگردگشته

.........................
تلخکها
چه تلخکها که اینجا گِردگشتند
دروغین وعده هارا ورد گشتند
پیِ تبلیغِ بُنگاهِ جنایت
فریکانسی به هر هاتبرد گشتند
.........................
چترِدل
ستونِ سنگرِسالوس گشتیم
برای دیده هاکابوس گشتیم
چراماخیسِ بارانِ هواییم
مگرازچترِدل مأیوس گشتیم
..........................
دامانِ صدا
که می گیرد زآتش دادِ مارا
نکرده جویِ فکری یادِ مارا
به زن دستی به دامانِ صدایی
بکوب ای دل درِفریادِ مارا
..........................
یخن گیرِ
به پَر تا آنسوی فریاد یارا
مترس ازهای وهوی باد یارا
یخن گیرِ صدای دیوودد شو
بگیر از ناروایی داد یارا
...........................

قامتِ ایمانِ
صداهادرگلوانبارگشته
میانِ دیده دشمن خارگشته
دریغاقامتِ ایمانِ دیروز
به پیشِ رویِ دل بردارگشته
..........................
بلاناقه
گهی سنگِ سرِ راهِ دل استیم
گهی سنگربرایِ قاتل استیم
به ناحق حق به باطل می سپاریم
بلاناقه بلا را محمل استیم
..............
گریبانِ عسس
شکستم برجُ وبارویِ قفس را
زجاکندم
بُن وبیخِ هوس را
زبندِ شک یقین را وارهاندم
گرفتم
تاگریبانِ عسس را
...............

قسم خوردم
نه سردارم نه سامان دارم ایدوست
دلِ آتش به دامان دارم ایدوست
نیارم بر زبان جزنامِ جانان
قسم خوردم که تاجان دارم ایدوست
...............
رسمِ تازه
نشستم فکرِسوزوسازکردم
سرِ دلهایِ تان رابازکردم
دلِ خودرا به دریا می توان زد
همان رسمی که من آغازکردم
.................

نورالله وثوق
۱۳۸۸/۶/۲۵


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *