+ - x
 » از همین شاعر
1 وگاهی زندگی پرواز را ماند
2 واژه های تلخ و سنگینم
3 مرگ زیباست
4 من و من
5 زنده گی عشق من است
6 شکوه نا امیدی
7 قشلاق زاده ام
8 باور و آرزو
9 مادر
10 یک واپسین درود

 » بیشتر بخوانید...
 من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
 مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
 عالم بچشم راز بود نو بهار غيب
 فلتر شکن
 خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
 مست مستم لیک مستی دیگرم
 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
 پیرهن . ته می نشیند در تنت
 زچشم تو غزل عاشقانه می ریزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در سرزمین من
مندوی غم می فروشد
آشپزان غم پزند
و مردمان غم خور

بازرگان بی تجربهء هستم
خنده و شادی به فروش آورده ام
بخندید که بانکروت می شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *