+ - x
 » از همین شاعر
1 پدرم
2 میلاد من
3 ف ا ص ل ه
4 مادرکم
5 فقط خواب
6 فصل انسان درو
7 تصویر بغض
8 یک کمی
9 دو رباعی
10 آبستن غروب

 » بیشتر بخوانید...
 ای ببرده دل تو قصد جان مکن
 کشم گر آه سوزان از دل چاک
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 در غم یار یار بایستی
 مست رسید آن بت بی باک من
 دیار آخرین
 طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
 تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
 ما مست شدیم و دل جدا شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به اقتفای شاه بیت شاعر شیرین کلام « نادیه فضل » که ذره نوازی کرده به من ِ حقیر تقدیم نموده بودند

«اگر به راه تو چینم بهار می ارزد
ستاره و سمن و گل هزار می ارزد»
نادیه فضل


ز طبع تو غزل آبدار می ارزد
به باغ تشنه شود جویبار می ارزد
تویی طراوت یک فصل سبز رویایی
تبسم تو به صد ها بهار می ارزد
به عزم قریهء الهام، طبع خسته اگر
به اسپ شعر تو گردد سوار می ارزد
ز لطف روشن تصویر ناب ایجادت
نگاه تشنه بگیرد نوار می ارزد
اگر قصیدهء جاری ی مهر آغازی
به لطف سرمد صد آبشار می ارزد
اگر به سنگ نویسی که:« هدیهء دل هاست»
شکستگی طلبد شیشه زار می ارزد
ز عطر باغ صمیمی ی مهر می خیزد
شکوفهء غزلت صد بهار می ارزد
درون سینهء شوقم به رقص می آیم
سروده های تو با سوز تار می ارزد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *