+ - x
 » از همین شاعر
1 صدها بهار
2 ولی اینگونه نی
3 خروش خاک خراسان
4 به خدا وقتی تو رفتی
5 ف ا ص ل ه
6 اجاق سرد انزوا
7 یک کمی
8 هندسۀ هجر
9 چکامه های آزادی
10 حجلۀ زمین

 » بیشتر بخوانید...
 دوستی همرۀ بتان پوره به گپ نمی شود
 به اهل پرده اسرارها ببر خبری
 پر کن پیاله را
 اندوه
 مست شبرو
 غم عشقت ز گنج رایگان به
 تا دلبر خویش را نبینیم
 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی
 ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی
 دی کوزه گری بدیدم اندر بازار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چقدر پشت صفا پشت صدا دق شده ام
چقدر پشت دف و بانگ درا دق شده ام
همه جا زمزمهء مبهم بی عاطفه گیست
پشت یک گفتن ( قربان شما ) دق شده ام
نبض خاموش سکوتست که در فریاد است
پشت کلکینک و سنگ بچه ها دق شده ام
غنچهء هیچ لبی مایل بشکفتن نیست
پشت یک لحظهء لبخند خدا دق شده ام
خلوت هیچ یکی در گرو یادی نیست
پشت یک الفت بی روی و ریا دق شده ام
پشت چشمان نگه دزد زمینگیر و سیاه
پشت تصویر گلابی ی حیا دق شده ام
پشت لبخند نمک بستهء شیرین دهنان
پشت ابراز صمیمی ی وفا دق شده ام
ای همه قهر و سپس آشتی، ای لذت عشق!
به خدا پشت شما پشت شما دق شده ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *