+ - x
 » از همین شاعر
1 امروز که بی حساب کردم گریه
2 میلاد من
3 تصویر بغض
4 ویلن نواز ناز
5 معامله
6 تو...
7 مشاعره
8 امتداد شکیبایی
9 سفینۀ بازگشت
10  نهاد عاطفه

 » بیشتر بخوانید...
 خدایگان جمال و خلاصه خوبی
 میر خرابات تویی ای نگار
 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
 گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
 شد ز غمت خانه سودا دلم
 کس بی کسی نماند می دان تو این قدر
 می خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید
 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
 بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
 هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در خاطرات خویش شوم فرد نازنین
تا برچکم ز دیدهء یک درد نازنین
در راه انتظار نشستم که می رسی
از شهر عشق با چه ره آورد نازنین
تا گندم امید من از خاک قد کشید
در آسیای هجر تو شد گرد نازنین
چشم تو مصرع غزل خامهء خداست
کز هر نگه الاههء نو کرد نازنین
می میرم ار بشارت بردن نمی دهی
در انتهای بازی این نرد نازنین
بی تو تمام باغ امیدم در انتظار
پوشیده اند پیرهن زرد نازنین
با حرف های یخ زده تصنیف بسته ای
آهنگ عشق از تو شده سرد نازنین
آخر تو هم ز دیده فگندی، هزار حیف
ما را که دست مهر نپرورد نازنین
در آزمون فاجعه و استقامت است
رمز عیار مرد ز نامرد نازنین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *