+ - x
 » از همین شاعر
1 تکت لاتری
2 بوی حسرت
3 قلب آرزو
4 کچری قروت
5 تصنیف مادر
6 آواره
7 خزان دوباره نرفت
8 معامله
9 راگ گریه
10 حلقۀ صبر

 » بیشتر بخوانید...
 صلا ای صوفیان کامروز باری
 فقیرم ساز و سامانم نگاهی است
 کور خواندی
 بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
 ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد
 بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
 امروز روز شادی و امسال سال لاغ
 به ما ای لاله خود را وانمودی
 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او
 کژدم ِ عسل دختر

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

هجوم زلزلهء پیکرت خرابم کرد
طلوع چاک گریبان بازت آبم کرد
حضور آتش سیار چشم و هوش منی
حلول سرخ تو در قامتم کبابم کرد
همیشه در پی تعریف عشق می گشتم
کتاب باز نگاه ترت مجابم کرد
درون هندسهء هجر گم شدم که دلت
به جمع ناب مریدان خود حسابم کرد
من از تورق هر برگ خویش پاشیدم
بهار دست تو شیرازه شد کتابم کرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *