+ - x
 » از همین شاعر
1 عاشقانه
2 آزادی
3 ولی اینگونه نی
4 زندگی
5 فقط خواب
6 پرچو شدم
7 تماشا
8 مادرکم
9 خانه - مرد
10 هله نوروز آمد

 » بیشتر بخوانید...
 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
 عزیزی و کریم و لطف داری
 اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال
 زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست
 تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را؟
 ای دل رفته ز جا بازمیا
 طفل یتیم
 قبله امروز جز شهنشه نیست
 گفته ای من یار دیگر می کنم
 بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند (پیر هرات)

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز
مانده سرد آغوش سرما خورده در جایم هنوز
با تو ام اما خمار بوسه می آزاردم
حسرتی سرخی نهفته زیر لب هایم هنوز
با منی و در هوای دیگری پر می زنی
خواب پرواز است در آبی دنیایم هنوز
در کنار چشمه هایت تشنه ام می پروری
قطره ات موج است در آزار صحرایم هنوز
نیستم شاید من آن مردی که تو می خواهی اش
بی نم مهر است حلقوم تمنایم هنوز
در کنارت هم میان ما و تو صد فاصله ست
شوق منزل می تید در حسرت پایم هنوز
می روم آخر در آغوشی که دنیایش منم
با تو هم تنها تر از تنهای تنهایم هنوز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *