+ - x
 » از همین شاعر
1 جوهر مردی
2 تماشا
3 فصل انسان درو
4 قلزم تلاوت
5 کچری قروت
6 اجاق سرد انزوا
7 چکامه های آزادی
8 آزادی
9 معامله
10 رابطه ها

 » بیشتر بخوانید...
 خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
 هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
 ساز من ساز مست آهنگ است
 کفن در زندگی در سر کشيدن کار رندانست
 رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری
 چارچوب دروازه
 باز دنیای مرا نالید و رفت
  کشم آهی که گردون پر شرر شی
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
 تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

و باغ تشنه لب آب را نوازش کرد
و آب، لشکر بیتاب را نوازش کرد
حجاب تیره ز رخسارهء زمین گم شد
که زلف شب گل مهتاب را نوازش کرد
زبان ریشه به تکرار آب می پیچید
شکوفه شاخهء شاداب را نوازش کرد
و برگ ها به قیام شکوفه خوش بودند
شمیم مزرعه مرداب را نوازش کرد
دگر ز چهرهء کس بیخبر نمی مانیم
که شیشه سینهء سیماب را نوازش کرد
حضور خاطره ها می مکند خون امید
غریبه مامن نایاب را نوازش کرد
به پاسبان درختان فریب امن که خواند؟
که پنجه های مژه خواب را نوازش کرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *