+ - x
 » از همین شاعر
1 مرد درخت
2 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
3 نیل را بگو...
4 یک کوچه ی باران زده...
5  چهار رباعی
6 تا کجا قصه کنم از دل رسوای خودم
7  این چهره ی روز گار است
8 سارا بس است از همه گلهای این جهان
9 شهری گم شده است
10 دهانم را هرکه بوسیده است، از قدمت نام تو حیرت کرده است

 » بیشتر بخوانید...
 تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
 پیشتر آ ای صنم شنگ من
 میلاد من
 نرد کف تو بردست مرا
 بکش بر دوش یا بر دار ما را
 ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو
 چو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی
 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

بر شانه ی کوه چادر سبزه ی تر

روییده لب نگار بر کوه و کمر

امسال به شکل فر و دین آمده است

از دره و از تپه و از کوتل و جر

===

در دامنه ی بهار خوش میرقصی

سر آمده انتظار خوش میرقصی

یار تو رسیده تا سر کوتل سبز

درچشم انداز یار خوش میرقصی

===

بگذار همان قیتک مویت باشم

یا شال به دور و بر رویت باشم

تو دریا باشی من هزاران چشمه

از هرسنگی روان به سویت باشم

===

از کوچه رسد شرنگ چوری هایت

از سینه من رسد صدای پایت

پامیر شدم تا که خواننده شدی

پیچیده به کوه و کمرم آوایت

===

بگذار بهار تا نگاهت برسد

سبزینه پار تا نگاهت برسد

نی با می سرخ رنگ با لب هایم

از بوسه خمار تا نگاهت برسد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *