+ - x
 » از همین شاعر
1 جرقه ها
2 مرد درخت
3 خانه از سنگ بنا کن محل زلزله هاست
4 جز در تو . اسراری نمانده است
5 آوازش را تکانده بود
6 در سرزمین های دیگر
7 بهار
8 ههههههههه
9 موی زیبای تو بی حادثهء مریم نیست
10  چهار رباعی

 » بیشتر بخوانید...
 ای یار یگانه چند خسبی
 دامن کشانم می کشد در بتکده عیاره ای *
 اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
 عصیان
 خدنگ آه بشنفم بکف کمال هلال
 بانگ زدم من که دل مست کجا می رود
 الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی آیی
 کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
 قرضداران
 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بر فراز بلند ترین کوه رفتم

بادی نوزید که ابر هارا

از پیشانیم برباید.

جغرافیای من چیزی کم دارد

جهان ما چیزی کم دارد

دستی قرن هاست چیزی می جوید

دستی که از دروازه ی علم ناامید برگشته است

درخلوتم از باغ اساطیر

باد های ساده گی را به سمت پرده های دلم می خوانم

در اتاقم

پنجره ای به سوی گذشته ها باز مانده است

بگذار به بهانه ی فال کسی

غزلی از حافظ بشنوم

بگذار در کوره راه غزلی

از جهانی که تاریک است دور شوم

بگذارگردباد شعری کور کند، چشمی را که جهان را می نگرد

از سراسر تنهایی ام برگشته ام

با دو پای آبله

شعر!

بگذار دستت بر گریبانم باشد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *