+ - x
 » از همین شاعر
1 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
2 هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
3 در دهر چو آواز گل تازه دهند
4 دشمن به غلط گفت من فلسفیم
5 این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
6 ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
7 برخیز و مخور غم جهان گذران
8 گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
9 در پرده اسرار کسی را ره نیست
10 گویند کسان بهشت با حور خوش است

 » بیشتر بخوانید...
 تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
 عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
 شبی رکاب زدم شادمان بر اسب خیال
 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
 خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
 تا چه خیال بسته ای ای بت بدگمان من
 من پیش از این می خواستم گفتار خود را مشتری
 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را
 ای قلب و درست را روایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *