+ - x
 » از همین شاعر
1 دارنده چو ترکیب طبایع آراست
2 ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
3 از آمدن بهار و از رفتن دی
4 هر یک چندی یکی برآید که منم
5 ز آن می که حیات جاودانیست بخور
6 کم کن طمع از جهان و می زی خرسند
7 آرند یکی و دیگری بربایند
8 در خواب بدم مرا خردمندی گفت
9 ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
10 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

 » بیشتر بخوانید...
 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
 نفس آشفته می دارد چوگل جمعیت ما را
 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت
 خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
 اجاق های ویران و خاکستر
 دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 گر تو خواهی که تو را بی کس و تنها نکنم
 می زنم حلقه در هر خانه ای

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره این


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *