+ - x
 » از همین شاعر
1 با سرو قدی تازه تر از خرمن گل
2 ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
3 از آمدن و رفتن ما سودی کو
4 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
5 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
6 عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
7 آرند یکی و دیگری بربایند
8 این اهل قبور خاک گشتند و غبار
9 چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
10 قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

 » بیشتر بخوانید...
 مست گشتم ز ذوق دشنامش
 نا تسلیم
 ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
 صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها
 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
 بگو ای یار همراز این چه شیوه ست
 نسیمی مژده یی آورده امشب
 خوشا شیراز و وضع بی مثالش
 ای قاصر از ادای صفاتت زبان ما
 بگردان ساقیا آن جام دیگر

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

وقت سحر است خیز ای مایه ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند بسی
و آنها که شدند کس نمیاید باز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *