+ - x
 » از همین شاعر
1 عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
2 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
3 چون حاصل آدمی در این شورستان
4 تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
5 ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
6 یک جرعه می ز ملک کاووس به است
7 برخیز و مخور غم جهان گذران
8 پیری دیدم به خانهٔ خماری
9 ترکیب پیاله ای که درهم پیوست
10 هر سبزه که برکنار جوئی رسته است

 » بیشتر بخوانید...
 نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
 منم از جان خود بیزار بیزار
 شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود
 خروش خاک خراسان
 اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
 آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید
 بیست و هشتم
 بخش دهم
 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری
 برای تو فدا کردیم جان ها

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند بجا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه میکشیم نایند دگر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *