+ - x
 » از همین شاعر
1 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
2 آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
3 از کوزه گری کوزه خریدم باری
4 ایدل تو به اسرار معما نرسی
5 ای کاش که جای آرمیدن بودی
6 بر شاخ امید اگر بری یافتمی
7 پیری دیدم به خانهٔ خماری
8 چندان که نگاه می کنم هر سویی
9 در کارگه کوزه گری کردم رای
10 زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

 » بیشتر بخوانید...
 طعنه ساز
 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
 کژزخمه مباش تا توانی
 بوی باغ و گلستان آید همی
 عیش داند دل سرگشته پریشانی را
 ای ز گلزار جمالت یاسمین پا کوفته
 بخش هفتم
 بانگ برآمد ز خرابات من
 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
 زمین نخستین

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *