+ - x
 » از همین شاعر
1 گرچه غم و رنج من درازی دارد
2 گر آمدنم بخود بدی نامدمی
3 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
4 در دهر هر آن که نیم نانی دارد
5 پیری دیدم به خانهٔ خماری
6 بر من قلم قضا چو بی من رانند
7 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
8 افسوس که نامه جوانی طی شد
9 از هر چه بجر می است کوتاهی به
10 آنها که کهن شدند و اینها که نوند

 » بیشتر بخوانید...
 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
 درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
 من و تو از دل و دین نا امیدیم
 از دلم صورت آن خوب ختن می نرود
 امسی و اصبح بالجوی اتعذب
 وطن
 ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
 اگر روم ز پی اش فتنه ها برانگیزد
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *