+ - x
 » از همین شاعر
1 یکی از حجرهٔ خلوت برونی
2  ضرب تیشه بشکن بیستون را
3 بچشم من جهان جز رهگذر نیست
4 ادب پیرایه نادان و داناست
5 حریف ضرب او مرد تمام است
6 قلندر میل تقریری ندارد
7 خنک آن ملتی کز وارداتش
8 یقین دانم که روزی حضرت او
9 ز پیری یاد دارم این دو اندرز
10 حرم جز قبله قلب و نظر نیست

 » بیشتر بخوانید...
 ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
 چند دویدم سوی افندی
 مردمان عمری پی کلاف سرگُم میروند
 زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
 دل معشوق سوزیده است بر من
 استسقا
 چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
 میخانه
 به شکرخنده اگر می ببرد جان مرا
 نگفتمت مرو آنجا که مبتلات کنند؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
شب و روزش ز دور آسمان نیست
تو خود وقت قیام خویش دریاب
نماز عشق و مستی را اذان نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *