+ - x
 » از همین شاعر
1 خدایا وقت آن درویش خوش باد
2 من و تو از دل و دین نا امیدیم
3 فساد عصر حاضر آشکار است
4 زمانه فتنه هاورد و بگذشت
5 منه از کف چراغ آرزو را
6 بیا از من بگیر آن دیر ساله
7 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
8 چه گویم رقص تو چون است و چون نیست
9 خرد بیگانهء ذوق یقین است
10 دلی چون صحبت گل می پذیرد

 » بیشتر بخوانید...
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 دالان عجیب
 جایزه برای کرزی
 دوران انتقالی
 عشق یعنی
 به جان تو که بگویی وطن کجا داری
 چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
 سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
 هست امروز آنچ می باید بلی
 از سپند مایه می یابد سراغ ناله را

۳.۵
امتیاز: ۳.۵ | مجموع آراء: ۲

دو صد دانا درین محفل سخن گفت
سخن نازکتر از برگ سمن گفت
ولی با من بگو آن دیده ور کیست؟
که خاری دید و احوال چمن گفت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *