+ - x
 » از همین شاعر
1 بچشم من جهان جز رهگذر نیست
2 ز من گیر این که مردی کور چشمی
3 کبوتر بچه خود را چه خوش گفت
4 نه هرکس خود گرد هم خودگداز است
5 جهان تا از عدم بیرون کشیدند
6 درین گلشن
7 پریشان هر دم ما از غمی چند
8 چه گویم رقص تو چون است و چون نیست
9 به روما گفت با من راهب پیر
10 حرم جز قبله قلب و نظر نیست

 » بیشتر بخوانید...
 پرسید کسی که ره کدامست
 گوید آن دلبر که چون همدل شدی
 نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
 لب جویی که از عکس تو پردازی ست آبش را
 ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
 ز بزم وصل ، خواهشهای بیجا می برد ما را
 بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
 لجکنن اغلن هی بزه کلکل
 چندان حلاوت و مزه و مستی و گُشاد
 چو بگشادم نظر از شیوه تو

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

مرا از منطق آید بوی خامی
دلیل او دلیل ناتمامی
برویم بسته درها را کشاید
دو بیت از پیر رومی یا ز جامی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *