+ - x
 » از همین شاعر
1 در دل را بروی کس نبستم
2 ز فهم دون نهادان گرچه دور است
3 مرا یاد است از دانای افرنگ
4 خودی را از وجود حق وجودی
5 زمانه کار او را میبرد پیش
6 یکی از حجرهٔ خلوت برونی
7 چو می بینی که رهزن کاروان کشت
8 تب و تابی که باشد جاودانه
9 نپنداری که مرد امتحان مرد
10 اگر پندی ز درویشی پذیری

 » بیشتر بخوانید...
 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
 ای باد بی آرام ما با گل بگو پیغام ما
 گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
 آمد بهار عاشقان ، تا خاكدان بُستان شود
 هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
 یک آسمان ابر پر از دود میشوم
 بمیرید، بمیرید، درین عشق بمیرید
 تبعیدگاه
 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
 کی باشد اختری در اقطار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قلندر جره باز آسمانها
به بال او سبک گردد گرانها
فضای نیلگون نخجیرگاهش
نمی گردد به گرد آشیانها


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

اکبر علی حسینی:


بدینوسیله از زحمات شما سپاسگزاری می گردد. به امید رهایی افغانستان از چنگال شوم
طالبان و وطن فروشان بیگانه پرست




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *