+ - x
 » از همین شاعر
1 پریشان هر دم ما از غمی چند
2 چه شیطانی خرامش واژگونی
3 پریدن از سر بامی به بامی
4 به ساحل گفت موج بیقراری
5 محبت چیست تاثیر نگاهی است
6 مسلمان فقر و سلطانی بهم کرد
7 درین گلشن
8 تو هم مثل من از خود در حجابی
9 نگرید مرد از رنج و غم و درد
10 بیا تا نرد را شاهانه بازیم

 » بیشتر بخوانید...
 ديدِ حق ديدن ديدار فقير
 به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه ميريزد
 ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
 آن یار کز او خانه ما جای پری بود
 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
 هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
 مست توام نه از می و نه از کوکنار
 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
 ز بحر لا در اسرار منصور
 تو می دانی صواب و ناصوابم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ثباتش ده که میر شش جهات است
بدست او زمام کائنات است
نگردد شرمسار از خواری مرگ
که نامحرم ز ناموس حیات است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *