+ - x
 » از همین شاعر
1 محبت چیست تاثیر نگاهی است
2 سجودیوری دارا و جم را
3 خدایا وقت آن درویش خوش باد
4 مشو نخچیر ابلیسان این عصر
5 چه خوش گفت اشتری با کره خویش
6 نه نیروی خودی را آزمودی
7 خرد بیگانهء ذوق یقین است
8 به آن مؤمن خدا کاری ندارد
9 تو می دانی صواب و ناصوابم
10 دوگیتی را صلا از قرأت اوست

 » بیشتر بخوانید...
 مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
 رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
 اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست
 حیف است کشد سعی دگر باده کشان را
 دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
 ما رشتهٔ سازیم مپرس از ادب ما
 بخش هفدهم
 جان جان هایی تو جان را برشکن
 تو می دانی صواب و ناصوابم
 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یقین دانم که روزی حضرت او
ترازوئی نهد این کاخ و کو را
از آن ترسم که فردای قیامت
نه ما را سازگارید نه او را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *