+ - x
 » از همین شاعر
1 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
2 ملت من
3 آزادی
4 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
5 ناودانها
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
8 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
9 عشق چیست؟
10 گرد راه

 » بیشتر بخوانید...
 رموز وادی ايمن بياموز
 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
 اگر میشد که دود سوختن را گریه میکردم
 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 روزگاری شد که در میخانه خدمت می کنم
 از یکی آتش برآوردم تو را
 مادر
 قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۷

با ياد چشم های تو گلپوش مي شوم
نامت به لب چو مي برم آغوش مي شوم
ای آشنا خيال تو تا دست مي دهد
از خاطرات باغ فراموش مي شوم
هرکو ز عشق زمزمه آهنگ مي شود
در رقص می برايم و در جوش مي شوم
گل مي کند جوانيم از تار تار موی
وقتی صدای پای ترا گوش مي شوم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

سمیع الله:

ما شاه الله .... یادات گرامی باد عاصی عزیز




wahid:

عالی است. زنده یاد قهار عاصی




معشوق غفاری:

روحت شاد باد عاصی مهربان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *