+ - x
 » از همین شاعر
1 مقام شوق بی صدق و یقین نیست
2 زمانه فتنه هاورد و بگذشت
3 ضمیر عصر حاضر بی نقاب است
4 منه از کف چراغ آرزو را
5 ز فهم دون نهادان گرچه دور است
6 برون کن کینه را از سینهٔ خویش
7 در دل را بروی کس نبستم
8 در صد فتنه را بر خود گشادی
9 قماش و نقره و لعل و گهر چیست؟
10 به پور خویش دین و دانشموز

 » بیشتر بخوانید...
 وداع
 بی دروغ
 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
 کسی کو «لا اله» را در گره بست
 چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
 فارغم گر گشت دل آواره ای
 مرز
 آمد آن خواجه سیماترش
 ای سرو روان که نخل امید منی
 باغ است و بهار و سرو عالی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سحرها در گریبان شب اوست
دو گیتی را فروغ از کوکب اوست
نشان مرد حق دیگر چه گویم
چو مرگ آید تبسم بر لب اوست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *