+ - x
 » از همین شاعر
1 دوگیتی را صلا از قرأت اوست
2 از آن غم ها دل ما دردمند است
3 دلی چون صحبت گل می پذیرد
4 مشو نخچیر ابلیسان این عصر
5 به این نابودمندی بودن آموز
6 تب و تابی که باشد جاودانه
7 بخود باز آ او دامان دلی گیر
8 مسلمانی که داند رمز دین را
9 سحرها در گریبان شب اوست
10 یقین دانم که روزی حضرت او

 » بیشتر بخوانید...
 کسی چه شکر کند دولت تمنا را
 به گوش من صدای زنگ عشق است
 آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی
 هنگام صبوح ای صنم فرخ پی
 عشق را با گفت و با ایما چه کار
 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
 میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
 عید تلخ
 روز پایان جهان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از آن غم ها دل ما دردمند است
که اصل او ازین خاک نژند است
من و تو زان غم شیرین ندانیم
که اصل او ز افکار بلند است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *