+ - x
 » از همین شاعر
1 فرهنگ آئین رزاقی بداند
2 نگه دید و خرد پیمانه آورد
3 بیا ساقی بیارن کهنه می را
4 چو رخت خویش بر بستم ازین خاک
5 به آن مؤمن خدا کاری ندارد
6 نگرید مرد از رنج و غم و درد
7 بیا از من بگیر آن دیر ساله
8 جدائی شوق را روشن بصر کرد
9 به افرنگی بتان خود را سپردی
10 نهنگی بچه خود را چه خوش گفت

 » بیشتر بخوانید...
 آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
 بلبل نگر که جانب گلزار می رود
 امروز نیم ملول شادم
 الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
 دموکراسی
 این اهل قبور خاک گشتند و غبار
 مرغ خانه با هما پر وا مکن
 اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز
 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نپنداری که مرد امتحان مرد
نمیرد گرچه زیر آسمان مرد
ترا شایان چنین مرگ است ورنه
زهر مرگی که خواهی میتوان مرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *