+ - x
 » از همین شاعر
1 سر سرگشته ام سامان نداره
2 یکی درد و یکی درمان پسندد
3 گر زرین كلاهی عاقبت هیچ
4 فلك نه همسری دارد نه هم كف
5  کشم آهی که گردون پر شرر شی
6 خدایا داد از این دل داد از این دل
7 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
8 فلك! در قصد آزارم چرایی
9 غم عشقت ز گنج رایگان به
10 خوشا آندل که از غم بهره ور بی

 » بیشتر بخوانید...
 آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
 ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
 حالا و همیشه
 پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم
 دوم
 من از ساحل گریزانم
 شرمندگی
 بوسه گاه رحمت
 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱



یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *