+ - x
 » از همین شاعر
1 دو رباعی
2 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
3 در انتحار لحظه ها
4 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
5 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
6 درخت
7 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
8 سفر بخير برو
9 دریا
10 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم

 » بیشتر بخوانید...
 ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
 خسته
 من دوش به تازه عهد کردم
 یا ملک المبعث والمحشر
 سکوت سرد و سیاه
 آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
 این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
 شمع دیدم گرد او پروانه ها چون جمع ها
 در هوایت بی قرارم روز و شب
 عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *