+ - x
 » از همین شاعر
1 گر زرین كلاهی عاقبت هیچ
2 یکی درد و یکی درمان پسندد
3 سر سرگشته ام سامان نداره
4 اگر یار مرا دیدی به خلوت
5 ز دل نقش جمالت در نشی یار
6 خوشا آندل که از غم بهره ور بی
7 غم عشقت ز گنج رایگان به
8 فلك! در قصد آزارم چرایی
9 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
10 خدایا داد از این دل داد از این دل

 » بیشتر بخوانید...
 شب شکستن فانوس
 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
 قرضداران
 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
 این عشق جمله عاقل و بیدار می کشد
 یک کمی
 ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
 نگارا مردگان از جان چه دانند
 هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو
 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

شهلا روانی:

غمبليغة عشقت ز گنج رايگان به




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *