+ - x
 » از همین شاعر
1 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
2 رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی
3 چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
4 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
5 ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
6 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
7 خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
8 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی
9 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
10 ای شاخ گل

 » بیشتر بخوانید...
 خوشی آخر بگو ای یار چونی
 ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
 ندارد مجلس ما بی تو نوری
 چنان کاین دل از آن دلدار مستست
 ای جان لطیف و ای جهانم
 چشم ها وا نمی شود از خواب
 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
 پدید گشت یکی آهوی در این وادی
 شبانه
 سادگی باغی ست طبع عافیت آهنگ را

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی
کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چها می بینی
تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی
هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی
همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی
من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که توام آینه بخت غبار آگینی
باغبان خار ندامت به جگر می شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی
نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی
تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی
کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی
شهریارا گر آئین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مهدی:

سلام-این شعر استاد شهریار واقعا زیباست/ممنون از انتخابتون




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *