+ - x
 » از همین شاعر
1 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
2 نالد به حال زار من امشب سه تار من
3 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
4 رندم و شهره به شوریدگی و شیدائی
5 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
6 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
7 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
8 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
9 شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی
10 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی تو شراب لامکان را
 آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
 قرآن که مهین کلام خوانند آن را
 سینما
 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
 عزیزی و کریم و لطف داری
 الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
 یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای دل به ساز عرش اگر گوش می کنی
از ساکنان فرش فراموش می کنی
گر نای زهره بشنوی ای دل بگوش هوش
آفاق را به زمزمه مدهوش می کنی
چون زلف سایه پنجه درافکن به ماهتاب
گر خواب خود مشوش و مغشوش می کنی
عشق مجاز غنچه عشق حقیقت است
گل گوشکفته باش اگر بوش می کنی
از من خدای را غزل عاشقی مخواه
کز پیریم چو طفل قلمدوش می کنی
زین اخگر نهفته دمیدن خدای را
بس اخگر شکفته که خاموش می کنی
من شاه کشور ادب و شرم و عفتم
با من کدام دست در آغوش می کنی
پیرانه سرمشاهده خط شاهدان
نیش ندامتی است که خود نوش می کنی
من خود خطا به توبه بپوشم تو هم بیا
گر توبه با خدای خطا پوش می کنی
گو جام باده جوش محبت چرا زند
ترکانه یاد خون سیاووش می کنی
دنیا خود از دریچه عبرت عزیز ماست
زین خاک و شیشه آینه هوش می کنی
با شعر سایه چند چو خمیازه های صبح
ما را خمار خمر شب دوش می کنی
تهران بی صبا ثمرش چیست شهریار
نیما نرفته گر سفر یوش می کنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *