+ - x
 » از همین شاعر
1 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 با یاد چشمهای تو
4 مادر
5 درخت
6 دریا
7 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
8 عشق چیست؟
9 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
10 سفر بخير برو

 » بیشتر بخوانید...
 ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
 خاطره باغ
 خواهیم یارا کامشب نخسپی
 پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
 پرکندگی از نفاق خیزد
 طرز خوبان
 در همه عالم وفاداری کجاست
 مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *