+ - x
 » از همین شاعر
1 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی
2 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
3 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
4 در بهاران سری از خاک برون آوردن
5 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
6 ای شاخ گل
7 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
8 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
9 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
10 بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم

 » بیشتر بخوانید...
 حریق سرد
 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
 می زنم حلقه در هر خانه ای
 دیدی که چه کرد آن یگانه
 گویم سخن لب تو یا نی
 آن دل که گم شده ست هم از جان خویش جوی
 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
 درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
 برو جايی که کر و فر نباشد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
که راه آدم و حوا زده است دیو و پری
به پرده داری شب بود عیب ما پنهان
ولی سپیده دمان میرسد پرده دری
سرود جنگل و دریاچه سنفونیهایی است
برون ز دایره درک و رانش بشری
به باغ چهچه سحر بلبلان سحر
به کوه قهقه شوق کبکهای دری
زمینه ایست سکوت از برای صوت و صدا
ولی سکوت طبیعت ز بان لال و کری
از آن زمان که دلم در به در ترا جوید
حبیب من چه دلی داده ام به در به دری
سرشک و دیده جمال تو می نمایندم
یکی به آینه سازی دگر به شیشه گری
به تیر عشق تو تا سینه ها سپر نشود
چه عمرها که به بیهوده می شود سپری
پناه سایه آزادگی است بر سر سرو
که جور اره نبیند به جرم بی ثمری
تو شهریار به دنبال خواجه رو تنها
که این مجامله هم برنیامد از دگری


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *