+ - x
 » از همین شاعر
1 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
2 کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
3 آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا
4 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
5 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
6 آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن
7 نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی
8 راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای
9 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
10 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

 » بیشتر بخوانید...
 خورشید به گل نهفت می نتوانم
 ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی
 دست من گیر ای پسر خوش نیستم
 ای که مستک شدی و می گویی
 هر چه داری، وفا نداری يار
 در ميان سينه ام دل می خورد بسيار چرخ
 گر این جا حاضری سر همچنین کن
 بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما
 مطربا عشقبازی از سر گیر
 از مه من مست دو صد مشتری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی
شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین
که شدی کور و تماشای رخش سیر نکردی
ای اجل گر سر آن زلف درازم به کف افتد
وعده هم گر به قیامت بنهی دیر نکردی
وای از دست تو ای شیوه عاشق کش جانان
که تو فرمان قضا بودی و تغییر نکردی
مشکل از گیر تو جان در برم ای ناصح عاقل
که تو در حلقه زنجیر جنون گیر نکردی
عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت
برو ای عقل که کاری تو به تدبیر نکردی
خوشتر از نقش نگارین من ای کلک تصور
الحق انصاف توان داد که تصویر نکردی
چه غروریست در این سلطنت ای یوسف مصری
که دگر پرسش حال پدر پیر نکردی
شهریارا تو به شمشیر قلم در همه آفاق
به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *