+ - x
 » از همین شاعر
1 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
2 نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
3 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
4 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
5 بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی
6 آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
7 ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو
8 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
9 بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
10 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری

 » بیشتر بخوانید...
 سلطان منی سلطان منی
 دوش خوابی دیده ام خود عاشقان را خواب کو
 پرندگان
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 باده ده، ای ساقی هر متقی
 گر در آب و گر در آتش می روی
 دری و فارسی
 نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان
 تبار من
 پریشان هر دم ما از غمی چند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
که جز به چشم دلش نشکفد تماشائی
جمال پردگی جاودانه ننماید
مگر به آینه پاکان سینه سینائی
رواق چشم که یک انعکاس او آفاق
محیط نه فلکش زورقی به دریائی
دلی که غرق شود در شکوه این دریا
به چشم باز رود در شگفت رؤیائی
به قدر خواستنم نیست تاب سوختنم
به اسم عاشقم و اسم بی مسمائی
سواد زلف تو و سر جاودانه تست
که جلوه می کنداز هر سری به سودائی
به خاکپای تو ای سرو برکشیده من
که سر فرود نیاورده ام به دنیائی
به زیر سایه سروم به خاک بسپارید
که سرسپارده بودم به سرو بالائی
صدای حافظ شیراز بشنوی که رسید
به شهر شیفتگان شهریار شیدائی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *