+ - x
 » از همین شاعر
1 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
2 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
3 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
4 شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی
5 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
6 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
7 نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
8 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
9 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
10 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی

 » بیشتر بخوانید...
 نگه دید و خرد پیمانه آورد
 این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام
 ساقیان سرمست در کار آمدند
 عصیان بندگی
 مرا داد این خرد پرور جنونی
 چون روی آتشین را یک دم تو می نپوشی
 خدایا مطربان را انگبین
 برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
 ای بهار سبز و تر شاد آمدی
 قشلاق زاده ام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *