+ - x
 » از همین شاعر
1 جیغ هایت بنفس می پیچد گوش هایم درازتر شده اند

 » بیشتر بخوانید...
 بگذر ز خواهشات رضاجوی يار باش
 مکن سراغ غبار ز پا نشستهٔ ما را
 خارج آهنگی ندارد سبحه و زنار ما
 سکوت قرن
 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
 زرگر آفتاب را بسته گاز می کنی
 افدی قمرا لاح علینا و تلالا
 وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
 حيرت افزا صوت رحمانی شنو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

"جیغ هایت بنفش" می پیچد گوش هایم دراز تر شده اند
مردهای تمام این کوچه پیش پایت دوباره خر شده اند
مثل پاییز می رسی از راه به درختان کوچه می خندی
در خیابان دوباره می رقصند برگ هایی که دربدر شده اند
متاهل شدن دلیلی نیست وقتی از راه می رسی بدجور
می زنندت به سنگ، می فهمی کودکانی که بی پدر شده اند...
تو به ابری قشنگ می مانی ابری از جنس ابرهای بهار
به مهاجر ترین پرستو ها: مردهایی که باز تر شده اند
عشق یعنی دوباره روشن کن فندکت را که باز می دودم
بوی سیگار می دهد دهنم سرطان ها دوباره شَر شده اند
مثل نیلوفری که می خندد بین مرداب های دور جهان
منم از مَردهای بی باکی که غریق تو تا کمر شده اند
گر چه بن بست پشت بن بست است روبروی تمام آدم ها
تو به ناچاریت نمی خندی چون که دیوارهات در شده اند
می گشایی دوباره بال از من می روی تا به اوج های خودت
میله های قفس چه خوشحال اند میله هایی که بال و پر شده اند
دوست دارم تو را و می فهمی خوب تر از تمام آدم ها
که در این بیت های نامربوط کشف هایم فقط هدَر شده اند
به جنونت بگو که مردانی... مثل مجنونِ عاشق لیلا
مثل فرهادِ عاشق شیرین، عاشق تو همان قدر شده اند
باز برگشته ای که برگردند عشق یعنی دوباره برگشتن
تو صدا می زنی بلندِ بلند من صدا می زنم که کر شده اند
می روند آن قدر که دور شوند از تو، از شعرهای خود بسیار
سفر این روزهاست عادت شان مردها دائم السفر شده اند
خوش به حال تو و پرستو ها خوش به حال درخت های جهان
مردهایی که آتشین بودند مثل کبریت بی خطر شده اند
گر چه نوشیده ام تو را یک عمر در خیالات خویشتن تنها
می نویسم دوباره نامت را شعرهایم شراب تر شده اند
خواب یعنی پریده از سر من چون دیازپام ده که بیدار است
قرص هایم همیشه بیدارند قرص هایم چه بی اثر شده اند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *